مهدی

قدم های سنگینم را میکشم تا شهری که هیچکس تنها نباشد ،اما میترسم من باز هم تنها بمانم.... سلام هم‌خونه، خیلی خوش اومدی،با وجودت دلگرمم پس تو منو از تنهایی نجات بده... همه ی نوشته های اینجا بر گرفته از دل خودمه و از جایی کپی نشده و از شما هم می‌خوام کپی نکنید اگرم خواستید استفاده کنید بهم بگید و با درج‌منبع استفاده کنید،از حضور دلگرم کنندتون خیلی‌ممنونم چون واقعا بهم آرامش میده،همیشه بهم سر بزنید شاید بتونم تنهایی‌های خودمو فراموش کنم...دلگرم محبت‌هاتونم پس بدون نظر از اینجا نرید...دوستون‌دارم
مدیر وبلاگ: مهدی

صفحه ی نخست
پست الکترونیک
عناوین مطالب وبلاگ
حرفه ای ترین قالب هاي وبلاگ
نفسم می گیرد در هوایی که نفس تو نیست
پرستش عشق
خاطرات دخملي ناناس
دختر و پسر تنها
كـــــــتيبه عشـقِ فريد و نفس
سارا فقط مال اونه
جاده احساس
دختری از جنس عشق
رویای خیس
...(زير باران خاطرات)...
ஜ☆♥♥♥کـــلبه تاریــک♥♥♥☆ஜ
شبهای تنهایی
شلـــوغ پلـــوغ
((only girls))
عشق ابدی
ღ♥ღیک پـــ ــرواز تا اوج عاشـــ ـقانهღ♥ღ
back-street-boy
pure-love
گالری دختران زیبای اسیایی
باران
بی قرار
دخترقاتل
پرواز اندیشه
ღ.:*sar zabune eshgholi*:.ღ
حوری بهشتی
آرزو-حرف دل
(◕‿◕)winter(◡‿◡✿)
رویاهای نگفتنی
دختران بهشتی
آنچه میخواهد دل تنگم
بیا داخل تا حال کنی
Pure Love
نازنین ومصطفی
/¤♥درد دل♥¤/
هستی وعشق بی سرانجام
خاطرات
pishoo bia mano bokhor
عاشق بی معشوق
(×_×) دختر کرجی Dokhtarkaraji (×_×)
طلوع خورشید
غروب دریا دلان
LaBeLO دختـــــ ــــ ریـــــ باطعمـــ
پلنگ صورتی
❤❤عــ❤ـــــشـــــ❤ـــق❤❤
××بغــــــــــــــض عشـــــــــــــــق××
دنیای آرامش
♥ســ ـ ـایهـ اے از افتـ ـ ـابـــــ♥
:: :: جوراب صورتی :: ::
اشک باران
یک عمر گذر از تنهایی
دختر زیبا
زندگی برخلاف آرزوهایم گذشت
love lorn
گل بی خار
مرگ رویا
بارها بشکست دل اما دلی دارم هنوز...
masily & mamali
شــــــــــــــبنم عشق
طراح لحظه ها
love is your heartbeat
ترانه
تاتوره سپید
شهرزاد قصــــــــــه گو
▀▄♥㋡میخوایم یکم حال کنیم▀▄♥㋡
دل نوشته ها
عشق پر زده
ღஜآســــــــــــمان زرین دشـــــــــتஜღ
سکوت
كوچه هاي بي كسي
ღ❤ســــرزمــیـن رویــــایـــی❤ღ
✖✖ اتاق آبی ✖✖
كلبه عاشقانه سهراب
ღ♥ღزنـــــــــــــ♥ــــدگیღ♥ღ
عشق گمشده
تگرگ
لبخند خدا
Delkhaste
گل یخ
منجی ظهور
بهزاد
چکاوک
اشعارنغز از صاحبان مغز
روزهای پاییزی
دختراتش
maryam004
*ستاره گمشده*
خداجونم قلب شکسته م خریداری
WONDERFULNEWS
kiss
آبنبات چوبی
☺♪ ツ عِـشــ♥ـقِـ ـ لیـــ♥ـدا ツ ♪☻
پیدای پنهان
●▪ مــن و یــہ دنیـــا حــرفــ▪●
black love
×سودای LOVE×
عاشقی
فراموشم مکن
`Òòº°¤.¸.·´بي نام و نشان`·.¸.¤°º
کلبه ی آرزوها
صـــــــــدای تــنــهــــــایی
دل شیدا
طــــراحان
بهار یعنی ناگهان زندگی
ツ Noisy Girl ツ
ღ•*•ღ عِشْقِ صورَتی ღ•*•ღ
باران ببار که اشک هایت تماشایی ست
ღ·▪•●مــــــــــــلودی●•▪·ღ
..:: ღ U o NAZLI PLUS ღ ::..
✿رویای شیرین✿
Alone G!Rl
اسم منو گذاشته عروسک
ستاره شبهای تنهایی
خطیـ ز دلـ ـتنگیـ...:♥Ҳ
sara92
تنهام نذار
روزگار سوخته
اگه صداموميشنوي بدون دلم تنگه برات...
پارمیس( روزهای تنهائی من)
love
سر خط .
♥♥♥دخترکی بادستان خالی♥♥♥
عاشقانه ها
!...رهـاااا
عشق و ماتم و دیگر هیچ....
شقایق
داستان های عاشقانه
آتش پنهان
Angel girl
ساحل عشق
فریاد های خاموش
✿(◕‿◕)✿LoVe is Very BeauTiFul✿(◕‿◕)✿
❤♀دلنِوشتِه هایِ دُخمَلَک♀❤
علی اذرمهر
قصـــرقند پایتخت مکــــران
تو را من چشم در راهم...
خاطرات
من و شومری
رویای من
مژده وخیابان های سردتهران
دوراهی ساچلین
عاشق تنها (شهلا)
cielo roso
***پســـــران بی دل***
۩۞۩ تنهاترین تنها ۩۞۩
خاطرات باهم بودن
★★دغدغه های دختری از سیاره زمین★★
۩ღ۩ دختری تنها در جنگلی خاموش ۩ღ۩
با هم باشیم
ஜ♥ஜخاطرات نسیم اتیشیஜ♥ஜ
باران
کل دنیا سراب است بخند
آرزو بر جوانان عیب نیست
شرح فراق
ღღღرزღღღ
برگی از دفترچه خاطرات زندگی ام
تو باور نکن,اما من عاشقم...
اندیشه زندگی
قایقی باید ساخت...
ونوس الهه عشق و زيبايي
ستاره ی سهیل
گلدسته
خط خطی های من
شور عشق
ققنوس من
باران شب
الی
شب بی ستاره
•°•°• بارووون •°•°•
دلشــــکســـــته آســــــــمانـــــــــي
زیبا سخن
دل نوشته های یاس
هرچه دل تنگت میخواهد بگو
همه چیز از همه جا
LOve
خورشید زیبا روی
سکوت دل
عشق واقعی
تنها"آلا"
عارفانه عاشقانه شاعرانه
تک درخت
بهار
عشق واقعی
*آرزوهــــــــا*
بازیگران و خوانندگان
AdamZamini
خاطره نبودنت
dokhtareiruni69
تماس با من این صفحه را به اشتراک بگذارید ______________________
امکانات جانبی
theme-designer.com
لمس تنهایی
.آرامتر؛ اینجا تولدی دوباره درحال شکل گرفتن است...
نویسنده : مهدی در تاریخ : ۱۳٩۱/۱/۸ و ٧:۱۳ ‎ب.ظ | +

ــهوالطیفــ

تپش های من خلاصه شد در تنهاییم, تک تک لحظه های زندگی تا به اینجا فقط خلاصه کلام در تپیدن قلب است؛ قلبم میتپد، پس زنده ام؛ اما زندگی بدون تپش قلبی که برایت نگران باشد خودِ مردن است، صدایم در گلو حبس شده، این برای الان نیست, این ریشه در قلبی دارد که از تنهایی میتپد، این خفگی صدا برای الان نیست، این ریشه اش در شبهایی خلاصه میشود که دلم از غصه ها ویران بود و دستی برای آبادیش نبود، بگذارید بی پرده بگویم؛ این روزها که نبودم و نیستم، تنها اسمی هستم در زندگی خویش و دیگرانی که تنها از من اسمی به یاد دارند، این روزها دلم آنقدر گرفته که باز قلم خواست تا جوهر بپاشد بر این سفیدی تنهایی، حتی نوشته هایم هم معنای تنهایی را میفهمند، آنقدر که در جای جای این سفیدی اثری از او به یادگار میگذارند، گلویم دلتنگ بغض نیست اما چشم هایم عاشق باریدنیست که پیدایش نیست...آری نیست تا بغضم را فریاد کند، تا همه در همه حال بدانند که من خسته ام... خســـــــــــــــــــــــــــــته

 

[تپش...تپش... میشنوی؟ این صدای آخرین تپش های تنهایی من است]

«جایی نرید هنوز ادامه مطلب مونده»



برچسب ها : دلنوشت تنهایی




.نامه‌ای به تنهایی من...
نویسنده : مهدی در تاریخ : ۱۳٩٠/۱۱/۱۱ و ۳:۱٢ ‎ب.ظ | +

ــهوالطیفـــ 

سلام تنهایی من، حالت خوب است؟ باید هم خوب باشی چون این روزها با بودنت بدجور مرا در هم میشکنی، این روزها روحم را افسرده‌تر از پیش می‌کنی با تداومت، نمیدانم چند بار اشک را روی گونه‌هایم حس کردم این روزها؛ شاید بهتر باشد بگویم چند بار حسشان نکردم، اما هربار که حرفهای در دل مانده‌ام اشک شد بر گونه‌هایم،  تنها کسی که در کنارم بود تو بودی تا با آغوش کشیدنت آرامش گیرم؛ اما کدام آرامش،  وقتی دلیل ناآرامی را در آغوش داری؟؟؟  تنهایی من، اینبار برای تو مینویسم تا بدانی که چقد بر من چیره شدی در بازی من و دنیا، با بازی‌های دنیا هم راه شدی؟؟؟  دلت می‌آید مرا به اشک بنشانی؟؟؟  من که تا به حال دل کسی را نشکستم چرا باید دلم در دقیقه هربار هجوم سنگ‌های تو را بر دیوار شیشه‌ای خود حس کند؟؟؟  چرا به رخ میکشی بنیاد سوخته‌ام را؟؟؟  چرا وقتی شیطنتت میگیرد کبریت بازیت را به کنار دیواره قلبم می‌کشانی تا بازهم بسوزم؟؟؟  و کلی چراهای دیگر...

قرار نبود که در نامه شکایت کنم، قرار نبود شکوه کنم؛ اما باورکن که دلم خیلی پر بود از داستان غم‌انگیز با تو بودن، با هیچ بودن، با تمام غصه‌ها تنها بودن... ببخش که بدی‌هایت را سیلی کردم در گوشت، ببخش که از همه غصه‌هایم پرده برداشتم...ببخش تنهایی من...

دیگر خط اشک‌هایم دارد صفحه نامه‌ام را کثیف می‌کند، تا بیشتر خط خطی‌هایم خیس نشده نامه را به انتها میرسانم، شاید خودم نیز به انتها رسیدم شبی... شاید...

در پایان حرفی ندارم جز خطی شعر که از وجودم سرودم تقدیم به آسمان، کاش صدایم را بشنود:

 

آسمان بال‌هایم خسته‌اند

بال‌هایم را مرهمی نِه که توانش باشد

تا تواند برساند تن آشفته من را تا به آغوش خودت

دل من می‌خواهد که نباشم دیگر

من از این درد درون میمیرم

من از این قلب که گاهی گیرد خسته شدم

ای خدا دست مرا میگیری؟

مثل هرشب که در مویه خود، با درد جنون، دستم را بگرفتی

ای خدا دست مرا میگیری؟

به خودت قسم؛ که من خسته‌ شدم...

 

{ یه والپیپر جدید برای شما دوستان عزیز توی ادامه مطلب گذاشتم، امیدوارم یادگاری از من همیشه پیشتون باشه... } { بابت تاخیر تو آپ کردن واقعا معذرت میخوام؛ این تاخیر بخاطر مشکلات آپلود بود که خدارو شکر مرتفع شد}

 

 

{این وب به زودی تعطیل میشه...  منتظر مهربونیاتون هستم}



برچسب ها : دلنوشت تنهایی




.دلتنگی‌های جاری روی گونه‌های من...
نویسنده : مهدی در تاریخ : ۱۳٩٠/۱٠/۱٥ و ٥:۳٥ ‎ب.ظ | +

مهدی غمگین نوشت: { برهنه ات می کنند تا بهتر شکسته شوی
 نترس گردوی کوچک !
 آنچه سیاه می شود روی تو نیست ، دستِ آنهاست...........! }

- حال این روزای من اصلا تعریفی نیست، واسم دعاکنید -

 

 

سلامی به گرمی بوسه تنهایی در میان دانه‌های برف...

اشک، پر از احساس است که روان بر گونه جاری می‌شود؛

اشک، پر از درد است که دردها را از وجود جدا می‌کند؛

اشک، پر از درد است اما خود التیام دل است؛

اشک، سرشار از احساس دلتنگیست؛

اشک، واژه‌ایست ساکت به معنی بی‌تو تنها ماندن؛

اشک، مهر است که انتهایش معلوم نیست؛

اشک عشق است، به پهنای تمام تــــــــنهایـــــــــــی...

اما دلیل اصلی اشک من حالا که برای بهترین دوستانم مینویسم؛ دلتنگیست، دلتنگی روزهایی که در کنارتون نبودم و حالا بعد از مدتها بازم اومدم پیشتون، درسته خوب نیست حال جسمی و روحی اما خوشحالم از این بابت که بازم پیشتونم و لمس می‌کنم احساس دوست داشتنه عمیقتونو، زودتر اومدم چون اصلا توان و تحمل دلتنگیتونو نداشتم، پس دوباره میگم ســــــــــــــــــــــــــــلام بهترینا...

از محبتتاتون تو زمانی که نبودم واقعا ممنونم، نوشته هاتون آرومم می‌کرد، به همتونم سر زدم اما اصلا زمان و توان نبود واسه نظر گذاشتن؛ امیدوارم ببخشین منو...

واسه جبران همه روزایی که نبودم و نظر ندادم به آپای قشنگتون یه والپیپر ساختم که تو ادامه مطلب میتونید دانلودش کنید، فقط کافیه به ادامه مطلب بریدو روی عکسی که زیر مطالب هست کلیک کنید، بیشتر از این منتظرتون نمیذارم...

 

 

«التــــــــــــــــــــــماس دعا»



برچسب ها : دلنوشت تنهایی




.ملاقات با تنهایی...
نویسنده : مهدی در تاریخ : ۱۳٩٠/٩/٢٧ و ٢:٤۸ ‎ق.ظ | +

به نام او که آغاز پاکی‌هاست...

امشب عشق است که با من بازی می‌کند، صدای باران است که چیز مبهمی به خاطرات سوخته‌ام می‌افزاید؛ شاید آن چیز یک لحظه هراس است از روبرویی با واقعیت زندگی، آرامش خیالی باران را در وجودم حس می‌کنم امّا سوزشی را که از شعله‌ی تشویش برخاسته نمی‌توانم با آرامش عجین کنم؛ گویی لحظه‌هایم با یک آرامش که پر تشویش است سپری می‌شود. امشب خاطراتی زنده شد که ذهنم را به عقب ورق زد آنقدر به ابتدا نزدیک شد تا اشک شد و بر گونه جاری شد، دلم آنقدر به آغوش گرم صداقت محتاج بود، که از گرمای دروغین خیال گریخت؛ تا به جایی که به آن تنهایـــــــــــــــــی می‌گویند.

 

- خـــ من در این ظلمت تنهایی خویش نور فانوس تورا میطلبم ـــــدا -

 

 

«منتظر مهربونیاتون هستم»



برچسب ها : دلنوشت تنهایی




.گرمای دلنشین آغوش آشنا ...
نویسنده : مهدی در تاریخ : ۱۳٩٠/۸/٢۳ و ٢:۱۱ ‎ب.ظ | +

به نام آنکه مهربانیش عالم را مجنون کرده...

در هر برگی میخوانم قصه ای از غصه های دل را،  میبینم که چه کرده این تنهایی با من، اما هنوز هم در بین این همه غم امیدی دل را جلا میدهد، نامی که در هر برگ خوش نشسته بر بالای سطرها در نخستین برگ، آنکه آفرید انسان را اما تنهایش نگذاشت، شاید تنهایی لحظه ایست برای یاد آوری او؛ همان که دست های آفریده اش را بی نسیب از عشق خود نمیگذارد، خداوند دوست دارد کسی را که برای شنیدن حرفهایش به آن تنهایی میدهد؛ حتی دقیقه ای...

همه لحظه های تنهایی را با او نجوا کردم و بی شرمانه نالیدم از تنهایی خویش؛ در حالی که فارغ بودم از آرامشی که او تقدیم من میکند، معنی آرامش حقیقی را درک کردم و باز هم از تنهایی دم زدم، مگر میشود با خدا بود و تنها ماند؛ با آنکه انسانش را تنها رها نکرده و آنقدر مهربان است که با وجود ناسپاسی های او بازهم دوستش دارد و تنهایش نمیگذارد...

حال میدانم که چه سعادتی دارد این تنها بودن در آغوش خدایی که از هرکس به خویش نزدیکتر است، دلم هوای پرواز دارد تا اوج آرامش، آرامشی با رنگ تنهایی اما تنهایی همراه با خدایی که انسان را با محبت و عشق آفرید، با همین اشک ها که تر میکنند برگه ی سفید تنهایی من را عاشقانه میگویم دوستت دارم خــــــــــــــــدای من در تمام لحظات تنهایی خویش...

 

- سردی تنهایی را اوست که میشکند، دست در دستش مینهانم تا دمی گرم شوم -

- عید سعید غدیرو به همتون تبریک میگم -

 

«منتظر مهربونیاتون هستم»



برچسب ها : دلنوشت تنهایی




........................ مطالب قدیمی‌تر >>


.

پی سی هاستینگ

حرفه ای ترین قالب های وبلاگ

ابزار وبلاگ نویسی

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وبلاگ

تم دیزاینر