
مهدی غمگین نوشت: { برهنه ات می کنند تا بهتر شکسته شوی
نترس گردوی کوچک !
آنچه سیاه می شود روی تو نیست ، دستِ آنهاست...........! }
- حال این روزای من اصلا تعریفی نیست، واسم دعاکنید -
سلامی به گرمی بوسه تنهایی در میان دانههای برف...
اشک، پر از احساس است که روان بر گونه جاری میشود؛
اشک، پر از درد است که دردها را از وجود جدا میکند؛
اشک، پر از درد است اما خود التیام دل است؛
اشک، سرشار از احساس دلتنگیست؛
اشک، واژهایست ساکت به معنی بیتو تنها ماندن؛
اشک، مهر است که انتهایش معلوم نیست؛
اشک عشق است، به پهنای تمام تــــــــنهایـــــــــــی...
اما دلیل اصلی اشک من حالا که برای بهترین دوستانم مینویسم؛ دلتنگیست، دلتنگی روزهایی که در کنارتون نبودم و حالا بعد از مدتها بازم اومدم پیشتون، درسته خوب نیست حال جسمی و روحی اما خوشحالم از این بابت که بازم پیشتونم و لمس میکنم احساس دوست داشتنه عمیقتونو، زودتر اومدم چون اصلا توان و تحمل دلتنگیتونو نداشتم، پس دوباره میگم ســــــــــــــــــــــــــــلام بهترینا...
از محبتتاتون تو زمانی که نبودم واقعا ممنونم، نوشته هاتون آرومم میکرد، به همتونم سر زدم اما اصلا زمان و توان نبود واسه نظر گذاشتن؛ امیدوارم ببخشین منو...
واسه جبران همه روزایی که نبودم و نظر ندادم به آپای قشنگتون یه والپیپر ساختم که تو ادامه مطلب میتونید دانلودش کنید، فقط کافیه به ادامه مطلب بریدو روی عکسی که زیر مطالب هست کلیک کنید، بیشتر از این منتظرتون نمیذارم...
«التــــــــــــــــــــــماس دعا»

برچسب ها :
دلنوشت تنهایی