قدم که برمیدارم به خودم می‌بالم، که در این خاکم...

اولش باید بگم که ممنونم از مهربونیاتون و این همه محبت، واقعا پیشتون از تنهایی گفتن سخته...

این آپ جدید فقط بخاطر یه حس عجیبه که بعد از شنیدنه یه موزیک و یادآوری زندگی با کسی که بوی اون زمانارو میده شکل گرفت و قلممو لرزوند، خدا کنه حق مطلب توی این سیاه نویس من بیان شده باشه تا شرمنده آدمای بزرگی نشم که الان نیستن یا یادگاریاشون هستن...

راستی دوس دارم بدونم تا کجای ایران دوست دارم اینجا،پس خواهشا بگید از کجای ایران هستید...

/ 694 نظر / 29 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهرنوش

خدا آن حس زیبائیست که در تاریکی صحرا زمانی که هراس مرگ میدزدد سکوتت را یکی آهسته می گوید کنارت هستم ای تنها و دل آرام می گیرد . .

مهرنوش

همه ما زخم هایی داریم روی بازو یا ساق پازخم هایی قدیمی که داستان دارند که می شود با آن ها ما را شناسایی کرد زخم هایی بر پیشانی یا بر قلب هایمانزخم هایی که برایشان حتی دنبال “مرهم” هم نمی گردیم ...

مهرنوش

سلام دوست عزیز احوال شما مرسی از حضور سبزتان [لبخند]

sara

منتظرررررررررررر نظراتون هستم رمان به خاطر عشق محیا دختری که به خاطر شکستن غرورش با دوتا شرط وارد زندگیه پسر عمه ش ادرین میشه و سعی بر تلافی کردن داره اما با همه ی وجودم منتظر اعترافه با همه عشق با وارد شدن تو زندگیه ادرین...........

Najibe&farid

خــــــــــدایا خواستم بگویم تــنهایم اما... نـــــــــــگاه خندانت، مرا شــرمگین کرد چه کسی بـــــــــــــــهتر از تو ... ولی عجیب دلتنگم سلام عزيزم خوبي؟با تبادل لينك موافقي اگه موافقي بگو با چ اسمي بلينكمت؟؟

صابر

سلام ممنون که اومدی بهم سرزدی وبه تو هم خیلی عالیه

zahra

مرسی که اومدی و کامنت گذاشتی بازم بیا.وبلاگ خوبی داری

دخمل شیطون

¶¶¶¶¶______¶¶¶¶¶¶ __¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶__¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶ _¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶____¶¶¶¶ ¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶____¶¶¶¶ ¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶__¶¶¶¶¶ ¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶ _¶¶¶¶¶ _¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶ ___¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶

دخمل شیطون

در مرد ها : حسی هست كه اسمشو میذارن "غیرت " و به همون حس در خانمها میگن " حسادت " اما من به هردوشون میگم "عشق " تا عاشق نباشی : نه غیرتی میشی نه حسود