باید خودمو پیدا کنم، شاید حالا!!!

ــهوالطیفــ

یه وقتایی هست که باید فقط دور شد؛

باید فاصله گرفت و رفت؛

باید کم شد و نایاب،

قیمته کیمیا به همین ناچیز بودنشه،وقتی زیاد باشی از چشم میفتیو میشی دم دستی،

انقد خار میشی که همه از رو ترحم حتی جواب سلامتو میدن؛

واسه پیدا کردنه خودتم که شده یه مدت دورشو از همه‌چیز؛ حتی از خودت

درونتو پیدا کنو اونی باش که خودت هستی نه اونی که زندگی بهت تحمیل کرده...

فاصله که بگیری از زندگیه حالات، میتونی از بالا بهش نگاه کنیو کاستیاتو درک کنی، یه مدت بیخیال زندگیت باش اگه میخوای باشی...

 

نمیدونم به حرفایی که تو این پست نوشتم چقد میتونم پایبند باشم اما اینو میدونم که میشه یه مدت کم شد تا با کیمیای تنهایی قافیه زندگیو ساخت، خیلیاتون میگید اینا همه شعاره اما اینو بدونید که خیلی از اتفاقای بزرگ از همین تکاپوهای شعارگونه شکل گرفت و حالا شده ایده و نظریه و سبک زندگی یا خیلی چیزای دیگه، حرف کلی اینه که درونتو پیدا کنو هیچوقت همرنگ جماعت نشو حتی به قیمت نگاه سنگین اطرافیانت...

 

[ وقتی خیلی خسته ‌میشم میرم یه گوشه به امید یه صدا، اما کسی صدام نمی‌کنه ]

/ 362 نظر / 26 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Sana

بابا مطالبت خیلی قشنگه راستی لینکت کردم خوشحال میشم منم لینک کنی (البته با این نام SEL)

زری

وبلاگتون زیباست ممنون از مطالب قشنگتون

زینب

آره...ای کاش میشد کهادم واسه مدتی نباشه....وااااای اگه میشد چی میشد...[ناراحت]

زری

وبلاگتون زیباست ممنون از مطالب قشنگتون

mobina

خـوابهـايـم گاهـي . . زيباتر از زندگي ام مـي شـونــد ( ! ) کـاش گاهـي . . بــراي هميشه خـواب مـي مـانــدم ...!!!

محمدطاها

عادت دارم هر روز جایِ انگشــتانم را از روی شیشـه یِ مانیتور پاک کنم آخـر نوازش کردن عکـــــس هایت عادت من است…

دخمل شیطون

ساده براي خودم ... خواب می بینم ... ، خواب که نه ... ، کابوس ... ، تو آن سوی ِ ریل داری دور می شوی ... ، سرَم را پائین آورده ام و دارم از بین ِ چرخ ها بُریده بُریده می بینم ... ، بُریده بُریده نایستاده ای ... ، بُریده بُریده داری دور می شوی و ... این قطار ِ لعنتی که زوزه کشان دارد رد می شود ... انگار تا آن سوی ِ دنیا ادامه دارد ... ، من هم این سوی ِ ریل ... بریده ام ... ، بریده ام ...

رها

یه حرفایی تو این دل هست که گه گاهی نفس گیره [گل]

saman

ﺑﺎﻍ ﻭﺣﺶ ﻣﻤﻠﻮ ﺍﺯ ﺟﻤﻌﯿﺖ ﺑﻮﺩ، ﺍﺯ ﺑﻠﻨﺪﮔﻮﯼ ﺑﺎﻍ ﻭﺣﺶ ﺍﯾﻦ ﺟﻤﻠﻪ ﺷﻨﯿﺪﻩ ﺷﺪ : ” ﺑﺎﺯﺩﯾﺪﮐﻨﻨﺪﮔﺎﻥ ﮔﺮﺍﻣﯽ ﺍﺯ ﺩﺍﺩﻥ ﻫﺮ ﮔﻮﻧﻪ ﻏﺬﺍ ﻭ ﺧﻮﺭﺍﮐﯽ ﺑﻪ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﺧﻮﺩﺩﺍﺭﯼ ﻓﺮﻣﺎﯾﯿﺪ “. ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﺪﺗﯽ ﻣﺠﺪﺩﻥ ﺍﺯ ﺑﻠﻨﺪ ﮔﻮ ﺍﻋﻼﻡ ﺷﺪ : “ﺑﺎﺯﺩﯾﺪﮐﻨﻨﺪﻩ ﮔﺮﺍﻣﯽ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺧﻮﺍﻫﺶ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺗﻐﺬﯾﻪ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﺧﻮﺩﺩﺍﺭﯼ ﻓﺮﻣﺎﯾﯿﺪ “! ﺍﯾﻦ ﻫﺸﺪﺍﺭﻫﺎ ﺑﺎ ﻟﺤﻦ ﻫﺎﯼ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﭼﻨﺪﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﺷﺪ. ﺁﺧﺮﯾﻦ ﻫﺸﺪﺍﺭ ﺑﻠﻨﺪﮔﻮ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ : ” ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﻋﺰﯾﺰ ﺧﻮﺍﻫﺸﻤﻨﺪﯾﻢ ﺍﺯ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﻏﺬﺍ ﻧﮕﯿﺮﯾﺪ”! [عینک] مرسی بهم سرزدی وب زیبایی داری بازم بیا

نسیم

با عرض معذرت وبت خیلی صفحه ش دلگیره آدم دوست نداره بخونه هیچی ازش. گفته بودی بهم سر بزن.